بيانيه بنياد تبيين انديشه­هاي امام خميني(ره) در دانشگاهها پيرامون وقايع اخير در حوزه ديپلماسي

پیش شرط­های امام خمینی در مذاکره با آمریکا

بايد هميشه در دل همه دست اندركاران به خصوص شما كه مسئوليت اين فريب را بر عهده گرفته ايد، بغض و كينه امريكا محفوظ باشد. (اين مساله مهمي است) چرا كه آنها و ساير ابرقدرت ها و قدرت ها به تنها چيزي كه فكر مي‌كنند نابودي اسلام و قرآن و انقلاب اسلامي است.

در پی برقراری تماس تلفنی با جناب آقای روحانی رئیس جمهور محترم جمهوری اسلامی ایران بنیاد تبیین اندیشه­های امام خمینی(ره) در دانشگاه­ها بیانیه­ای برای تنویر افکار عمومی درباره نحوه مواجه با آمریکا از نگاه امام خمینی شرح صادر کرد. در بیانیه مذکور چنین آمده است:

 

 روسای محترم قوه مجریه و مجمع تشخیص مصلحت نظام

سلام علیکم

با انتشار اخباری در زمینه سازی ایدئولوژیک بر اساس خاطرات شخصی و دو نفره میان امام خمینی (ره) و آقای هاشمی رفسنجانی درباره مذاکره و رابطه با آمریکا و اندکی پس از آن گفتگوی تلفنی آقای دکتر حسن روحانی با باراک اوباما، رئیس جمهور امریکای جهان‌خوار، بر خود واجب دانستیم در راستای تبیین  اندیشههای امام خمینی(ره) نکاتی را به شما یادآوری کنیم:

۱٫     اساسا ما علاقه‌ و نیازی به رابطه با امریکا نداریم و این امریکایی‌ها هستند که به چنین رابطه‌ای نیازمند و محتاج هستند: «ما روابط با آمریکا میخواهیم چه بکنیم، روابط ما با آمریکا، روابط یک مظلوم با یک ظالم است. روابط یک غارت شده با یک غارتگر است. ما می خواهیم چه کنیم آنهامیل دارند، که باما روابط، آنها احتیاج دارندکه با ما روابط داشته باشند، ما چه احتیاجی به آمریکا داریم، آمریکا آن طرف دنیاست، آنها می خواهند که بازار داشته باشند اینجا، آنها باز طمع دارند که نفت ما را بخورند. ما که، اسلام که بنا ندارد که ظلم به دیگری بکند، مظلوم هم نخواهد شد. [۱]»

۲٫     برقراری رابطه با امریکای جهان‌خوار برای هیچ دولتی در جمهوری اسلامی ایران افتخار و شرافت محسوب نمی‌شود و ای بسا مایه ننگ نیز محسوب بشود: «شرافتی نیست رابطه داشتن با امثال آمریکا، دولت آمریکا یک شرافت انسانی مع الاسف الآن ندارد که ما بخواهیم به واسطه آن شرافت انسانی اش با آن رابطه داشته باشیم . دولت آمریکا این است که دارید می بینید که مظلوم را- دارد- در هر جا پیدا می کند پوست می کند، هر جا بتواند می رود و بمب سرشان می ریزد، هر چه بتواند ذخاء ر ملّت ها را می برد، ما بخواهیم روابط با اینها داشته باشیم ؟ بهتر این است که ما با اینها روابط نداشته باشیم ، بهتر این است با آنهائی که می خواهند ما را بچاپند رابطه نداشته باشیم. [۲]»

۳٫     این بهانه که به واسطه برخی مصالح و منافع به برقراری رابطه با امریکا بپردازیم هم از نظر حضرت امام(ره) مردود و ناموجه است: «یک دسته ای نصیحت کنند ما را که شما باید صلح بکنید، این مال ضعف است، آن اشخاص ضعیفی که همیشه در دام آمریکا بودند یا امثال اینها از این مسایل میگویند لکن ما تازه خارج شدیم از این دام، دوباره حاضر نیستیم وارد بشویم، ملّت ما حاضر نیست به این که دوباره در این دام وارد بشود. [۳]»

۴٫     ما برای مذاکره با امریکا پیش شرط های متعددی داریم و اساس همه این پیش شرط ها بر شکستن هیمنه و توهم ابرقدرتی امریکا و حفظ استقلال و جایگاه رفیع انقلاب اسلامی ایران در اذهان عمومی مستضعفان جهان استوار است: «ما تا آخر ایستاده ایم و با آمریکا روابط ایجاد نخواهیم کرد، مگر این که آدم بشود و از ظلم کردن دست بردارد و از آن طرف دنیا نیاید در لبنان و نخواهد دستش را به طرف خلیج فارس دراز کند. مادامی که آمریکا این طور است و آفریقای جنوبی آن طور عمل می کند و اسرائیل هست ، ما با آنها نمی توانیم زندگی بکنیم. [۴]» و «اگر پیاده شد آقای کارتر از آن عرشی که دارد آمد روی زمین نشین ها تفاهم کرد، ما هم با او تفاهم می کنیم و به استثنای اینکه – باید- آن ظلم هایی که به ما کرده است باید جبران بکند… تفاهم کند با ما، اینطور نباشد که من در کاخ سفید نشستم و شما در کوخ نشستید و کاخ نشین با کوخ نشین باید ارباب و رعیت باشد- این – اگر این کلمه را بردارند و ما را همانطور که هستیم، بفهمند، ادراک کنند ماها را، ما با آنها چرا رابطه ای نداشته باشیم؟ با دولت آمریکا هم رابطه پیدا می کنیم، با همه جا و اما اگر وضع اینطور باشد، ما می خواهیم چه کنیم که پیشقدم بشویم برای اینکه نوکری کنیم ؟! پیشقدم بشویم برای اینکه هم نوکری کنیم هم همه چیزمان را تقدیم کنیم؟! آنوقت نوکر که می­گرفتند یک اجرتی به او می دادند، اینها نوکر می گیرند و همه چیزش را هم می گیرند، ما می‌خواهیم چه کنیم با اینها رابطه داشته باشیم؟ هیچ لازم نیست رابطه داشته باشیم.»[۵]

۵٫     در خردادماه سال ۶۷ نیز پروژه­ای با هدف فریب امریکا در وزارت اطلاعات طراحی شد و امام(ره) در خصوص اجرای این طرح چهار شرط اساسی را بیان فرمودند:

الف) باید همیشه در دل همه دست اندرکاران به خصوص شما که مسئولیت این فریب را بر عهده گرفته اید، بغض و کینه امریکا محفوظ باشد. (این مساله مهمی است) چرا که آنها و سایر ابرقدرت ها و قدرت ها به تنها چیزی که فکر می‌کنند نابودی اسلام و قرآن و انقلاب اسلامی است.

ب) توجه کنید که آن‌ها در زمینه های مختلف دارای سابقه می باشند، یک مرتبه کار به جایی نرسد که متوجه شوید به جای این که شما می خواهید آن ها را فریب دهید، آنها شما را فریب داده‌اند.

ج) به صورتی حرکت کنید که در هر لحظه که تصمیم داشتید توان بازگو کردن مساله را صادقانه برای مردم داشته باشید.
د) کسانی را که دنبال این گونه ماموریت ها می فرستید، دارای ظرفیت لازم باشند که خدای نکرده عکس آنچه را که می خواهید، حاصل نگردد.

با توجه به همین چهار شرط لازم است توضیح دهید که آیا نرمش شما، قهرمانانه بوده و یا به سان یک لشکر فریب خورده و شکست خورده به میهن بازگشته اید؟ آیا همین که امریکایی­ها مسئولیت برقراری رابطه تلفنی را بر عهده نمی­گیرند و آن را تقاضایی عاجزانه از سوی شما می­دانند، نشانه­ای بر فریب خوردن شما نیست؟

۶٫     نکته پایانی درباره برخی خاطرات و جملات غیر مستند در موضوعات اساسی انقلاب مانند رابطه با آمریکا  آن که امام(ره) در آخرین بخش از وصیت نامه خود میفرمایند:« اکنون‌ که‌ من‌ حاضرم‌، بعض‌ نسبت‌های‌ بی‌واقعیت‌ به‌ من‌ داده‌ می‌شود و ممکن‌ است‌ پس‌ از من‌ در حجم‌ آن‌ افزوده‌ شود؛ لهذا عرض‌ می‌کنم‌ آنچه‌ به‌ من‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ یا می‌شود مورد تصدیق‌ نیست‌، مگر آنکه‌ صدای‌ من‌ یا خط‌ و امضای‌ من‌ باشد، با تصدیق‌ کارشناسان‌؛ یا در سیمای جمهوری اسلامی چیزی گفته باشم. »

 

[۱] صحیفه نور، جلد: ۶، ص : ۵۷

[۲] صحیفه نور، جلد: ۱۱، ص : ۳۵

[۳] صحیفه نور، جلد: ۲۰، ص : ۹۰

[۴] صحیفه نور، جلد: ۱۹، ص : ۷۴

[۵] صحیفه نور، جلد: ۱۱، ص : ۳۶


مرجع/ خط امام