تلکس Oruj.ir | عروج: آتش به اختيار در عرصه فرهنگ به قلم محمد علي جعفري
شنبه، 17 تیر 1396 - 23:09     کد خبر: 3941

اشاره
 
موضوع آتش به اختيار كه رهبر معظم انقلاب اسلامي در جمع دانشجويان مطرح فرمودند همچنان محل بحث و توجه صاحب نظران است.معظم له در آن جلسه، دانشجويان و همه هسته هاي فكري، فرهنگي و جهادي را در سراسر كشور مخاطب قرار دادند و اظهار داشتند كه براي غلبه گفتمان انقلاب در دانشگاه و جامعه تعليم بگيريد و اقدام و حركت نماييد.
 
اما از آن رو كه آشنايي با برخي از مصاديق و اقدامات فرهنگي كه مصداق موضوع آتش به اختيار هستند براي بخش عمل كننده مي تواند مفيد باشد و چشم انداز و مسير حركت را پيش روي عناصر و نيروهاي فرهنگي مشخص نمايد، لذا در اين نوشتار بر اين موضوع متمركز خواهيم شد. 
 
نكته اين جاست كه اين نگراني وجود دارد كه ابعاد و حوزه هاي اقدامات فرهنگي براي نيروها و عناصر مومن انقلابي تبيين نشود و در پي آن برخي اشكالات و نواقص ظهور و بروز پيدا شود و در نتيجه اصل وضعيت آتش به اختيار زير سئوال برود و غير از آن خود اين اقدامات ناصواب به عاملي ضد فرهنگ اسلامي و انقلابي تبديل شود.بنابراين لازم است توجه كنيم اين ماموريت جديد كه رهبر معظم انقلاب بر عهده نيروهاي فرهنگي و افسران جنگ نرم گذاشته و به نحو صحيح و موثر اجرايي شود و از هرگونه كاستي و اختلال در اجراء مطلوب به شدت اجتناب شود.
 
 
مقدمه
 
نكته مهم و ابتدايي اين است كه آتش به اختيار در حوزه فرهنگ چه معنايي دارد.براي درك اين مفهوم بايد چند مثال بزنيم تا مشخص شود اين مفهوم در عرصه فرهنگ به‌معناي خودسري و عملكرد سليقه‌اي نيست. در ابتداي جنگ تحميلي مقطعي را داشتيم كه خرمشهر محاصره بود و نيروهاي بعثي در صددد اشغال آن بودند و حضرت امام به‌عنوان فرمانده جنگ و رهبر انقلاب نظرشان اين بود كه بايد دفاع صورت بگيرد و اجازه تجاوز به دشمن بعثي داده نشود، رزمنده‌هايي هم كه در خرمشهر حضور داشتند چنين نظري داشتند. اما بخش فرماندهي مياني و كساني كه بايد به طور سازماني و از طريق سلسله مراتب عمليات را مديريت مي كردند،مختل بودند و به طور كلي آمادگي مواجهه با شرايط جديد را نداشتند. در نتيجه كساني كه در خرمشهر 36 روز ماندند و مانع ورود  بعثيها شدند، آتش به‌اختيار عمل كردند زيرا تكليف‌شان را كه دفاع بود و امام به آنها ابلاغ كرده بود، مي‌دانستند اما فرماندهي جنگ كه بايد مديريت كند درست عمل نمي‌كرد، اما خواسته امام اين بود كه رزمندگان اسلام نبايد در اين شرايط معطل سازوكار فرماندهي مياني باشند.(به نوعي به امام زمام خود لبيك گفتند، هرچند كه احتمالاً خيلي از رزمندگان امام را نديده اند و فقط صداي  و فرمان اورا شنيده اند، پس در نتيجه فرمان ابلاغي را درست متوجه شده اند.)
 
 
مثال ديگر، عملكرد حاج احمد متوسليان و نيروهايش يا عملكرد شهيد بروجردي در كردستان است. در آن زمان فرمانده كل قوا بني‌صدر بود و عملاً با سوء تدبير و مديريت سبب شده بود فرماندهان دچار ابهام و سردرگمي شوند و ابتكار و تشخيص درستي نداشتند. اما فرماندهاني مانند؛ بروجردي و متوسليان چون تشخيص درستي داشتند به تكليف خود عمل مي‌كردند و منتظر نمي‌ماندند زيرا مي‌دانستند نظر امام چيست. همان زمان كه بني‌صدر فرمانده كل قوا بود، آقاي متوسليان مي‌گويد كه "من او را قبول ندارم و خودم با همان تشخيصي كه امام به من مي‌دهد مي‌جنگم" يعني  در سلسله‌مراتب فرماندهي، بني‌صدر را بدليل اختلال و ناكارآمدي در عرصه نظر و عمل ناديده مي‌گيرد.
 
آتش به‌اختيار در عرصه فرهنگ دقيقاً به همين معناست يعني در شرايطي كه ما نيروي فرهنگي داريم و تهاجم فرهنگي و جنگ نرم با قدرت تمام در حال تحميل شدن از ناحيه استكبار بر كشور است، اما دستگاههاي متولي و سياست گذار دچار اختلال در تصميم گيري و اقدام هستند، از اين رو فرمانده كل ميدان كه رهبر انقلاب باشد جهت‌ها را مشخص كرده و دستور نبرد مي‌دهد، بنابراين ديگر نبايد منتظر دستگاه‌هاي متولي امور فرهنگي، اما كم كار و نارسا باقي ماند. يعني رهبر انقلاب به تك تك نيروهاي انقلاب در اين سازوكار جنگ فرهنگي مي‌فرمايند دفاع كن، توليد علم كن، نظريه پردازي كن، محصول فرهنگي ايجاد كن، با خلاقيت دفاع كن و منتظر سازمانها و دستگاه‌هاي فرهنگي نباشند.
 
نكته دوم پاسخگويي به اين سئوال است كه چه ضرورتهايي در بستر اجتماعي ايجاد شده است كه رهبر معظم انقلاب اين مفهوم را مطرح فرموده‌اند؟واقعيت آن است كه دشمنان اسلام و انقلاب با حداكثر توان در حال تهاجم به ما هستند و از ما تلفات مي‌گيرند يعني وقتي كه ميزان طلاق در جامعه از 50درصد بيشتر مي‌شود، قوانين و احكام الهي در جامعه كمرنگ مي‌شود، ارزشهاي اسلامي و انقلابي در حال كمرنگ شدن است و گرايش به فرهنگ بيگانه در حال افزايش است، به‌معناي اورژانسي شدن شرايط و خطر سقوط خرمشهرها در بخش فرهنگي است. اكنون به فكر مردم ما تهاجم مي‌شود و به تصرف دشمن در مي‌آيد. اينجاست كه شرايط، از زمان جنگ نظامي سخت‌تر به‌مراتب خطرناك‌تر است و رهبر انقلاب به نيروهاي جوان مؤمن كه افسران اين جنگ هستند دستور آتش به‌اختيار مي‌دهد. اين دستور به رزمنده‌هاي اين جنگ اجازه خلاقيت و ابتكار عمل مي‌دهد و به آنها مي‌فهماند كه نبايد منتظرمقاماتي بود كه در راس برخي نهادهاي فرهنگي كه دچار اختلال هستند، بمانند.(به شكلي كه فكرشان دچار غرب زدگي شده و پياده نظام فرهنگ غربي به شكل ناخواسته و با ابهام عمل مي كنند)
 
وقتي مفهوم نظامي آتش به‌اختيار توسط رهبر انقلاب كه شخصيتي فرهنگي است به‌كار برده مي‌شود يعني اينكه ما ديگر مواجه با تبادل فرهنگي، تعامل فرهنگي و... با دشمن آن‌گونه كه معاندين و برخي افراد خوش‌خيال مطرح مي‌كنند نيستيم. يعني اين‌گونه نيست كه ما با غرب تبادل فرهنگي و تعامل فرهنگي داشته باشيم بلكه از جانب غربيها يك جنگ گسترده فرهنگي در حال انجام شدن با ماست. دشمن خودش مي‌گويد كه "با جنگ نرم در حال مقابله با انقلاب اسلامي هستيم" و در اين شرايط طبيعي است كه ما بايد دفاع و مقابله به مثل كنيم.
 
حداقل نوع دفاع همان ابزاريست كه به جنگ فرهنگي با ما آمده اند ميتوانيم در مقابلشان ايستادگي كنيم و توليد ابزار و نو آوري فرهنگي داشته باشيم.
 
 
تلخي و شيريني اعلام وضعيت آتش به اختيار
 
طرح اين موضوع و واگذار كردن ماموريت دفاع از گفتمان انقلاب سلامي به جوانان و نخبگان فكري و فرهنگي و تشكل‌هاي خودجوش فرهنگي جامعه، نشان از لياقت، شايستگي و رشد يافتگي آنان دارد. بنابراين اينكه رهبر معظم انقلاب براي جبران و اختلال دستگاههاي فرهنگي، جوانان اهل فكر و تشخيص كشور را داراي صلاحيت لازم براي اجراي ماموريت و تكاليف دفاع از انقلاب مي‌دانند، بخش شيرين و اميد آفرين اين موضوع بشمار مي‌رود.
 
مفهوم «آتش به اختيار»، به نوعي مي‌تواند مفهوم تلخي نيز باشد،‌ البته اگر قوه ادراكي دقيقي در جامعه وجود داشته باشد. تلخي آن را هم بيشتر، نظاميان  درك مي‌كنند. زيرا زماني فرمان آتش به اختيار صادر مي‌شود كه فرمانده اصلي در ميدان جنگ، ديگر نمي‌تواند روي فرماندهان عملياتي و ميداني خود از جهت كارآيي و آمادگي حساب ويژه‌اي باز كند. يعني تا زماني كه سلسله مراتب فرماندهي، فرامين فرمانده را دقيق و به طور منظم انجام مي‌دهد مسئله‌اي به نام آتش به اختيار معنايي ندارد و زماني معنا پيدا مي‌كند كه اختلالي در حوزه اتصال ميان فرماندهي عالي و فرماندهي عمليات ميداني رخ مي‌دهد. 
 
به همين منظور برخي از افراد با اين فرمان ذوق زده شده و تصور مي‌كنند اين فرمان نيز مانند ديگر مفاهيمي است كه از سوي مقام معظم رهبري صادر مي‌شود. در حالي كه واقعيت امر، موضوع ناكارآمدي بخشي از فرماندهي و نهادهاي فرهنگي كشور است. شايد بتوان گفت كه اين مفهوم به تازگي از سوي مقام‌معظم رهبري مطرح نشده باشد و ايشان در سخنراني نوروز 93 و95 در حرم رضوي به شكل ديگري به اين موضوع پرداختند و فرمودند:
 
اين مجموعه‌هاي خودجوش مردمي كه كار فرهنگي ميكنند -كه الان در سرتاسر كشور هزاران مجموعه‌ي خودجوش مردمي هست كه دارند خودشان كار ميكنند، خودشان فكر ميكنند، خودشان تلاش ميكنند و كار فرهنگي ميكنند- روزبه‌روز بايد توسعه پيدا كنند؛ دستگاه‌هاي دولتي بايد به اينها كمك كنند. دستگاه‌هاي دولتي، آنهايي كه مربوط به فرهنگند، به جاي اينكه آغوش خود را به روي كساني كه نه اسلام را قبول دارند، نه انقلاب را، نه نظام اسلامي را، نه ارزشهاي اسلامي را [باز كنند]، آغوش خود را به روي بچّه‌مسلمانها، به روي جوانهاي مؤمن، به روي بچّه‌هاي انقلابي، به روي بچّه‌هاي حزب‌اللّهي باز كنند؛ اينها ميتوانند كار كنند و دارند كار ميكنند؛ كارهاي فرهنگي باارزشي دارد انجام ميگيرد. در همه‌ي زمينه‌ها جوانان انقلابي ما ميتوانند تلاش كنند، كار كنند. جوانان عزيز! كشور مال شما است، فردا مال شما است، امروز هم مال شما است؛ بدانيد شما اگر در ميدان باشيد، شما اگر با ايمان به خدا و توكل به خدا حركت كنيد، شما اگر باور به خود داشته باشيد، آمريكا و بزرگ‌تر از آمريكا هيچ غلطي نميتوانند بكنند.سخنراني رهبر معظم انقلاب1/1/95
 
همچنين رهبر معظم انقلاب درباره اهميت تشكل هاي خودجوش فرهنگي در سخنراني ديگري مي‌فرمايند:
 
اما آنچه نقطه‌ي مهم‌تر عرض من است، خطاب به جوانهايي است كه در سرتاسر كشور فعّاليّتهاي فرهنگي را به صورت خودجوش شروع كردند كه بحمدالله خيلي هم وسيع شده است. من ميخواهم بگويم آن جوانهايي كه در تهران، در شهرهاي گوناگون، در استانهاي مختلف، در خود مشهد، در بسياري از شهرهاي ديگر كار فرهنگي ميكنند، با اراده‌ي خودشان، با انگيزه‌ي خودشان ـ كارهاي بسيار خوبي هم از آنها ناشي شده است كه از بعضي از آنها ما بحمدالله اطّلاع پيدا كرديم ـ كار را هرچه ميتوانند به‌طور جدّي دنبال كنند و ادامه بدهند. بدانند كه همين گسترش كار فرهنگي در بين جوانهاي مؤمن و انقلابي، نقش بسيار زيادي را در پيشرفت اين كشور و در ايستادگي ما در مقابل دشمنان اين ملّت، ايفا كرده است. گاهي ميشود كه مسئول، متوجّه نيست چه دارد ميگذرد در متن جامعه، امّا آن جوان در متن جامعه است، او ميفهمد؛ آن عزم ملّي و مديريّت جهادي كه عرض كرديم در زمينه‌ي فرهنگ، اين است.سخنراني مقام معظم رهبري1/1/93
 
 اين تشكل‌هاي خودجوش جوانان دقيقاَ مصداق مفهومي است كه ايشان به صراحت در قالب ابداع يك واژه نظامي آتش به اختيار بكارگيري كردند. يعني علت اينكه ايشان از چنين مفهومي استفاده كردند اين است كه رهبري معظم از دستگاه‌هاي فرهنگي رسمي آن انتظارات و مطالباتي كه دارند برآورده نمي‌شود.
 
رهبر معظم انقلاب با طرح موضوع آتش به اختيار، خطاب خود را به تشكل‌هاي خودجوش جوانان مي‌دانند. يعني كساني كه نه به دستگاه و يا سازماني وصل هستند و نه از اين دستگاه‌ها دستور مي‌گيرند. اين افراد با تشخيص، بودجه، ‌طرح و اقدام خودشان حركتي را آغاز مي‌كنند و به نتايجي هم مي‌رسند. لذا خطاب مقام‌معظم‌رهبري به اين افراد است و مي‌فرمايند؛ اميد من به شماست.
 
يكي ديگر از نتايجي كه از مفهوم آتش به اختيار به دست مي‌آيد اين است كه وضعيت خروجي عملكرد بخش‌هاي فرهنگي كشور در حالي كه در آن بودجه هنگفت، نيروهاي فراوان و امكانات زياد هزينه مي‌‌شود، مطلوب نيست و نتيجه‌اي كه مد نظر است حاصل نمي‌شود. بنابراين براي جبران اين خلاء در حوزه فرهنگ ، سلول‌هاي مقاومتي ايجاد شده كه به صورت خودجوش و بدون وابستگي به سازمان‌ها دست به كار شده‌اند و رهبري هم تأكيد دارند اميد من به اين جوانان است.
 
چرايي تمركز و تأكيد رهبر معظم انقلاب بر تشكل‌هاي خودجوش فرهنگي
 
بايد پذيرفت كه كشور در حوزه فرهنگي در وضعيت جنگي تمام عيار قرار دارد و دستگاه‌هاي فرهنگي به اين موضوع با مقوله سازماني وكارمندي نگاه مي‌كنند. البته در هر سازماني ممكن است افرادي باشند كه روحيه غيركارمندي و جهادي داشته باشند، اما اين ساختارها كاملاً اداري شده‌اند و اجازه فعاليت مطلوب و موثر به برخي از افراد با روحيه جهادي و انقلابي را نمي‌دهند. يعني سازمان‌هاي متولي فرهنگ در كشور مي‌خواهند يك جنگ نابرابر فرهنگي، به صورت 24ساعته و با شدت هر چه تمام تر از سوي دشمن عليه نظام، انقلاب، مردم و... را با يك رفتار كارمندي و در قالب بودجه و اعتبار و با همه لوازم و ابزارهاي اداري پاسخ دهند كه اين طرز تلقي منجر به ناكارآمدي آنها شده است. لذا سازمان‌ها و ارگان‌هاي فرهنگي ابعاد اين جنگ همه جانبه را درك نمي‌كنند و اگر اين جنگ را درك كرده و پذيرفته باشند، بدليل حاكم بودن ضوابط بعضاً سخت و دست و پاگير اداري و سازماني عكس العمل متناسب و موثر را نمي‌توانند انجام دهند. 
 
متاسفانه در برخي سازمان‌ها و ساختارهاي ارزشي هم گاهي از كلمه نمي‌توانيم  چون بودجه نداريم استفاده مي‌شود. يعني شبيه ديگر سازمان‌ها شده‌اند. 
 
از آن طرف برخي از فعالين فرهنگي كه در قالب مدرنيته و تنظيم كردن خود با فرهنگ غرب نيز هستند در حال فعاليت مي باشند كه خود مدرنيته بودن نوعي قداست زدايي از دين، فكر و انديشه سازماني است.
 
خصوصيات اقدامات آتش‌به اختيار
 
 از ابتداي انقلاب تا به امروز هر زماني كه گشايشي حاصل شد، اين گشايش از جنس فعاليت‌هاي آتش‌به اختيار است كه باعث پيش‌رفتن جامعه و نظام اسلامي شده است. در واقع تعريف دقيق‌تر آتش به اختيار مي‌تواند، همان حركت انقلابي باشد كه شامل؛ 
 
- آگاهي محور؛ يعني بر خلاف تصور برخي از افراد ناآگاه و يا مغرض كه حركت انقلابي را بدون آگاهي و بي‌حساب و كتاب معرفي مي‌كنند، حركت انقلابي نتيجه دغدغه،آگاهي و ايمان كسي است كه قصد دارد كاري را آغاز كند. آگاهي‌ و دغدغه‌اي كه از آگاهي و دغدغه بسياري از دستگاه‌هاي اجرايي و رسمي كشور هم اگر بيشتر نباشد، كم تر نيست ، به اين دليل كه اگر آن دستگاه اجرايي آگاهي لازم را داشت سريع‌تر و چابك‌تر شروع به كار مي‌كرد، زيرا از بودجه و نيروي انساني كافي نيز برخوردار بود.
 
- تكليف محور؛ يعني فرد انقلابي تصور مي‌كند اگر در مسئله فرهنگي كاري را انجام ندهد، ‌خيانت كرده و بار بزرگي بر زمين مانده است و اين احساس مسئوليت و عدم انجام آن، او را آزار خواهد داد. لذا براي اينكه بتواند وجدان خود را آرام كند با تمام وجود وارد اين ميدان مي‌شود و همين كه فرد انقلابي احساس تكليف كرد، آن پروسه رخ خواهد داد و همان احساس تكليفي خواهد بود كه تابحال انقلاب را پيش برده و تنومند ساخته است. حضرت امام(ره) بارها مي‌فرمودند؛ انقلاب از مساجد شروع شد، بنابراين كار فرهنگي خودجوش براي غلبه گفتمان اسلام و انقلاب در مساجد و در ساير مراكز مردمي مصداق معين و بارز كار آتش‌به اختيار است كه اينك نيز براي تداوم انقلاب به آنها نيازمنديم، البته نه به شكل سرمايه داري و بيان اينكه بودجه نداريم،بايد روش دغدغه مند باشد و اين تكليف محوري بايد و شايد آنها باشد.
 
مصاديق آتش به اختيار و تفاوت مصداق‌ها با يكديگر
 
1- جشنواره فيلم مقاومت و فيلم عمار
 
در كشور جشنواره‌اي با عنوان جشنواره فيلم مقاومت در حال برگزاري است كه سال‌هاي متمادي بودجه آن توسط نهادي انقلابي تأمين مي‌شود. اين جشنواره مدت زماني كوتاه توسط تشكيلات دفاع مقدس و در مدت زماني ديگر توسط مجموعه روايت فتح مديريت مي‌شد و دبيري آن را بعهده داشتند. اين جشنواره به دلايل مختلفي نزديك به10- 15 سال برگزار شده است كه هزينه و سياستگذاري‌هاي كلان آن را نيز يكي از سازمان هاي انقلابي بعهده دارد، اما متاسفانه اجراي آن بعهده افرادي گذاشته مي‌شود كه در گذشته دبيري جشنواره فيلم فجر را بعهده داشته‌اند‌ و بعد از مدتي به دلايلي از اين سمت اخراج شده‌اند. لذا در اجرا و شكل كار، تفاوت محسوسي با جشنواره فيلم فجر ندارد. اين جشنواره آنگونه كه شايسته يك اقدام انقلابي برگزار نمي‌شود. لذا خيلي از افراد جامعه و حتي خيلي از فعالان خودجوش فرهنگي  از برگزاري چنين جشنواره‌اي اطلاعي ندارند. بنابراين تأثير مثبت فرهنگي قابل توجهي در جامعه نداشته است.
 
 از سويي ديگر جشنواره‌اي با عنوان فيلم عمار از سال 88 و بعد از فتنه شروع به كار كرد كه اين جشنواره بودجه بسيار كمتري نسبت به جشنواره فيلم مقاومت دارد، به طوري كه از برخي سازمان‌هاي ارزشي بودجه‌هاي ناچيزي را دريافت مي‌كنند وتوانسته است با همين بودجه بسيار كم،اولاً؛ نقش موثري در ترويج گفتمان انقلاب اسلامي ايفاء بكند و ثانياً؛ خاري در چشم همه نفوذي‌ها و دشمنان فرهنگي ملت ايران در درون كشور باشد. 
 
مخالفان اين جشنواره به هر طريقي بدنبال ضربه زدن به آن هستند، اما موفق نمي‌شوند. حتي اين جشنواره را بايكوت مي‌كنند اما به كار خود ادامه مي‌دهند، تحقير مي‌كنند اما باز هم نتايج مثبتي از اين جشنواره استخراج مي‌شود. دليل موفقيت اين جشنواره به اين علت است كه در اكثر شهرها و روستاهاي دوردست كشور اكران مردمي دارد. به طوري كه تابحال هيچ حركت مردمي در طول سال‌هاي بعد از انقلاب نتوانسته بود سينما را به روستاها و دهات دور افتاده كشور برساند. اين جشنواره توانسته است، بيش از هزار فيلمساز را از سراسر كشور جذب و تربيت كند كه اگر مقدار ناچيزي به آنها اهميت داده شود، مي‌توانند در آينده در سينما و در سطوح مختلف اثرگذار باشند. لذا اين جشنواره نه تنها ساختار و بودجه‌اي مشخص ندارد،‌ بلكه به پشتوانه مردم به فعاليت خود ادامه داده و تأثيرات عميق فرهنگي را هم به سطح جامعه منتقل ساخته است و توانسته خود را در ميان مردم جاي دهد و بشناساند. اين جشنواره علاوه بر اينكه تأثيرات عميقي در جامعه داشته است توانسته جوانان زيادي را جذب نمايد و نگاه و بينش مردم در روستاها و جنوب شهرها را در حوزه فرهنگ، شناخت هنر ديني، شناخت هنر متعهد و... ارتقاء دهد.
 
بنابراين اين موضوعات، تفاوت ميان يك حركت فرهنگيِ رايج توسط متوليان رسمي با حركتي كند، خنثي، بي‌نتيجه و... و يك حركت خودجوش جوانان و با نتايج فوق العاده را نشان مي‌دهد و لذا رهبر‌معظم‌انقلاب با وجود اين موارد و با مقايسه آنها به اين نتيجه مي‌رسد كه فرمان آتش به اختيار را صادر نمايد تا اين ظرفيت‌هاي خودجوش مردمي آزاد شود و سراسر كشور صحنه بروز و ظهور اينگونه اقدامات فرهنگي اثربخش شود.
 
2- فرهنگستان علوم اسلامي
 
بنيانگذار اين فرهنگستان آيت الله منير الدين حسيني شيرازي است كه در قم اين فرهنگستان را تاسيس نمود. ايشان كسي است كه روحيه انقلابي داشت و از شاگردان امام خميني نيز بود. آقاي شيرازي بعد از پيروزي انقلاب وارد مجلس خبرگان قانون اساسي مي‌شود و در همان اوايل به اين نتيجه رسيد كه در كشور مسئول زياد وجود دارد و بايد بيشتر به موضوعاتي پرداخته شود كه براي آينده انقلاب كارهاي علمي اساسي و توليد علم صورت گيرد. لذا ايشان يكي از معدود افرادي بود كه در اوايل دهه60به فكر توليد علم بومي افتاد، به همين منظور فرهنگستان علوم اسلامي قم را تأسيس نمودند كه در حال حاضر نيز مسئوليت آن بعهده آقاي ميرباقري است.
 
آيت الله شيرازي با تأسيس اين فرهنگستان به دنبال اين بود كه بتوان از اين طريق اقتصاد اسلامي، سياست اسلامي و... توليد شود. نكته حائز اهميت در اين موضوع هم اين مسئله است كه اين موسسه به هيچ ارگان و سازماني وابسته نيست و سنگين ترين فعاليت علمي مرتبط با آينده و تمدن ديني در آن صورت مي‌گيرد. البته بايد به اين موضوع نيز اشاره كرد كه تابه‌حال محصولي از اين موسسه خارج نشده است به اين دليل كه وظيفه‌اي كه بعهده اين فرهنگستان است بسيار سنگين‌تر و سخت‌تر از دايره‌المعارف علوم اسلامي است. زيرا دايره‌المعارف تعريف مفاهيم است، اما در فرهنگستان طراحي‌هايي صورت مي‌گيرد كه اقتصاد ديني، سياست ديني و... را به صورت ريشه‌اي ارائه دهند. 
 
3- دارالقرآن استهبان فارس
 
طلبه جواني در استهبان فارس كه سرمايه او فقط يك موتور سيكلت بود به وسيله همين موتور سيكلت به تبليغ مي‌رفت. اما بعد از اينكه مقام معظم رهبري فرماني را در خصوص فعاليت‌هاي قرآني دادند، او احساس تكليف مي‌كند و تصميم مي‌گيرد تا دارالقرآني را به صورت خودجوش و از روستاي محل زندگي خود تأسيس نمايد. براي تأسيس اين دارالقرآن موتور سيكلت خود را فروخته و با پول آن شروع به فعاليت در اين دارالقرآن مي‌كند. بعد ازمدتي فعاليتهاي قرآني اين موسسه گسترش پيدا مي‌كند و در همين حين پدر او فوت مي‌كند و باغ اناري از پدرش به ارث مي‌برد كه اين باغ انار را نيز فروخته و هزينه دارالقرآن مي‌كند. دارالقرآني كه با هزينه‌هاي بسيار اندك مردمي اداره مي‌شد و هيچ بودجه‌اي نه از سازمانها و ارگانهاي دولتي دريافت مي‌كرد و نه از خيرين.
 
نتيجه اين احساس تكليف و اين همه سختي با وجود هيچ وابستگي بودجه‌اي به ارگان‌ها و يا سازمان‌هاي دولتي اين مي‌شود كه در حال حاضر نزديك به 11هزار نفر قرآن آموز براي رسيدن به حفظ كل قرآن كريم در اين موسسه مشغول به فعاليت هستند كه اگر مقدار هزينه‌اي را كه تا به الان اين طلبه خرج كرده به كارمندان ادارات داده شود تا اين تعداد قرآن آموز تربيت كنند، از عهده آن بر نخواهند آمد و اصلاً براي آنها قابل تصور نخواهد بود. يعني كاري را كه سازمان تبليغات با چندهزار كارمند و چند ميليارد بودجه نمي‌تواند به اين اندازه تأثيرگذار باشد.
 
 اين طلبه توانسته است با كمترين امكانات به اين نتيجه دست پيدا كند و تا به الان بيش از 2هزار نفر حافظ كل تحويل جامعه داده است. اين اقدامات در زماني اتفاق افتاده است كه در بحبوحه تهاجم فرهنگي قرارداريم. چرا در اين حد نتيجه مطلوب به دست مي‌آيد؟ به اين علت كه اين طلبه خود،‌همسر و فرزندان خود را وقف اين كار كرده است و معتقد بود احساس تكليفي است كه بر گردنش سنگيني مي‌كرد و اينگونه مطرح مي‌نمود كه ولي فقيه بر من و امثال من تكليف كرده تا اين فعاليت‌ها گسترش پيدا كند و از آن زماني كه مقام معظم رهبري اين تعبير را بكار برده اند من نمي‌توانم بخوابم و آسوده باشم. حال چگونه مي‌توان به نتيجه مطلوبي مانند اين كار دست پيدا كرد درحالي كه از هيچ بودجه‌اي هم برخوردار نبوده است؟ نتيجه مطلوب زماني به دست خواهد آمد كه آگاهي لازم، دغدغه مندي، روحيه جهادي‌  و تكليف گرايي وجود داشته باشد.
 
اين‌گونه مصاديق بايد بازگو و منتشر گردد تا مشخص شود اين مفهوم از اين حيث تازه ابداع نشده است و مقام معظم رهبري با توجه به اين حقايق، واقعيت‌ها و ظرفيت‌ها مفهوم آتش به اختيار را به عنوان راهگشاي مسائل و چالش‌هاي فرهنگي براي خروج از بن بست فعلي فرهنگي و اجتماعي مطرح نموده است. 
 
4- جامعه القرآن الكريم قم
 
جامعه القرآن الكريم قم توسط حجت الاسلام طباطبايي پدر محمد حسين طباطبايي نابغه و حافظ كل قرآن كريم تأسيس گرديد. اين شخصيت، انقلابي در حوزه تربيت قرآني و انتقال فرهنگ ديني به نسل نو و كودكان و نوجوانان ايجاد كردند. نقشي كه تاكنون مخفي مانده است، يعني اين افراد يكي از زمين مانده‌ترين كارهاي مبتني بر ارزش‌ها و فرهنگ اسلامي نظام و انقلاب را بدست گرفته‌اند. زيرا در نظام جمهوري اسلامي براي خردسالان پيش بيني‌ خاصي صورت نگرفته است و خردسالان به مهدكودكها مي‌روند كه در حال حاضر در مهدهاي كودك آموزش موسيقي، كلاس زبان و... تدريس مي‌شود. موسسه جامعه القرآن توانست اين خلاء را براي نظام و انقلاب، البته بدون بودجه‌هاي مردمي و با كمك‌هاي مردمي به تعداد چند صد هزار نفر را تربيت كند. متربيان خردسالي كه توانسته‌اند در اين موسسه از يك جزء تا پنج جزء از قرآن را حفظ نمايند و محصول اين حركت آتش به اختياري باشند كه امروز مقام معظم رهبري بر آن تأكيد دارند. حركتي كه هيچ دستوري از سازمان و يا ارگان فرهنگي نگرفت و هيچ برنامه‌ريزي‌اي از سوي شوراي عالي براي آنها گرفته نشد و باعث شد احساس تكليف و دغدغه يك فرد آگاه بدون انتظار از سازماني آغاز شود و بعد از مدتي ميوه‌هاي آن براي نظام به ثمر بنشيند. اگر همين الان اين حركت تعطيل شود، باز از حركت نخواهد ايستاد زيرا نسلي از خردسالان اين جامعه توسط اين مجموعه پرورش پيدا كرده است كه با قرآن بزرگ شده‌اند و با قرآن مأنوس شده‌اند و از اين طريق دوستان قرآني پيدا كرده‌اند. نكته حائز اهميت در اين مسئله اين است كه در محلات تهران مهدهاي قرآني تشكيل شده است و مادراني فرزندان خود را به اين موسسات مي‌فرستند كه از حجاب كاملي برخوردار نيستند و مادراني كه درگير فقر فرهنگي شده‌اند معتقدند كه جو اين موسسات مناسب براي تربيت و سلامت فكري فرزندانشان است.
 
5- كانون رهپويان وصال شيراز
 
اين كانون توسط فردي بسيجي و رزمنده به نام آقاي انجوي نژاد تأسيس شد. وقتي او وارد شيراز شد، زماني بود كه شيراز از لحاظ فرهنگي مشكلات زيادي داشت. اما وقتي وارد شد با حداقل بودجه و امكاناتي شروع به فعاليت كرد و در زميني خيمه‌اي را با نام امام حسين(ع) تأسيس كرد و در حال حاضر به موقعيتي برسد كه در حسينيه رهپويان بيش از 50هزار نفر جوان تردد داشته باشند. چند هزار دختر عادي وارد آن بشوند و محجبه خارج شوند. اين كانون در حال حاضر آژانس توريستي، مدرسه غير انتفاعي، درمانگاه طب سنتي و... را تحت پوشش خود قرار داده است. اين وضعيت در حالي به دست آمده است كه تاكنون اين موسسه از طريق رسانه به مردم معرفي نشده است كه اگر به جامعه معرفي گردد ممكن است تحول عميق و گسترده در اين زمينه نيز در كشور اتفاق بيفتد. فعاليت اين موسسه به قدري تأثير گذار بود كه در سالهاي گذشته گروههاي تروريستي وابسته به انجمن پادشاهي ايران حوادث تروريستي‌ را در اين موسسه به بار آوردند. آقاي انجوي نژاد در شيراز و در منطقه‌اي كه همه دستگاهها و ارگان‌هاي رسمي به اين باور رسيده بودند، كار فرهنگي مهمي را نمي‌توان انجام داد، وي دست به اقدامي زد كه هيچ كسي تصور آن را هم نمي‌توانست بكند. وقتي سخنراني‌هاي آقاي انجوي نژاد گوش داده مي‌شود، نشان مي‌دهد كه دقيقاً مسيري را مي‌پيمايد كه انقلاب مي‌خواهد. او معتقد است بايد كارهايي صورت گيرد تا جوانان كانون با يكديگر ازدواج كنند و فرزندان خردسال آنها در كانون بزرگ شوند. در ادامه همين كانون به فكر اشتغال، مسكن، آموزش و...همين خردسالان نيز هست، زيرا معتقد است كه نمي‌تواند يك دختر و پسر مذهبي را با ازدواج به هم برساند و فرزند آنها را رها كند و براي خود تكليف مي‌داند تا آنها را تحت پوشش خود قرار دهد و براي آنها مهدكودك قرآني و مدرسه قرآني ايجاد كرد. 
 
6- حركت هاي جهادي دانشجويان
 
 در دوران آقاي هاشمي تعدادي از دانشجويان دست به حركت‌هاي جهاد مي‌زدندكه در هيچ جاي كشور شناخته شده نبود و مسئولين نيز اين حركتها را به رسميت نمي‌شناختند و هيچ نهادي نيز از آنها حمايت نمي‌كرد. ولي حاج عبدالله والي از طريق كميته امداد امام خميني(ره)، آن هم به صورت خيلي محدود اين گروه جهادي را پشتيباني مي‌كرد كه كميته امداد مركز هم از اين ماجرا اطلاعي نداشت و اصلاً با اين حركت همراهي وجود نداشت. وقتي از اين دانشجويان سوال مي‌شد كه انگيزه شما از اين حركت‌ها چيست؟ پاسخ مي‌دادند كه امام فرموده ولي نعمتان اين انقلاب محرومين هستند به همين علت ما مي‌خواهيم براي 20 سال آينده انقلاب سرباز تربيت كنيم. لذا اين حركت ادامه پيدا كرد تا اينكه سپاه پاسداران از طريق بسيج سازندگي اين حركت را پشتيباني كرد و تا به امروز به فعاليت خود ادامه داده است، اما براي تداوم اين اقدام پر خير و بركت از يكسو بايد چنين حركت‌هايي تكثير شود و از ديگر سو تا مي‌شود با اتكاء به حمايت‌هاي مردمي اين اردوها را توسعه داد.
 
بسيج؛ تاثيرگذار ترين مجموعه آتش به اختيار
 
 جايي كه تبلور اصلي مفهوم آتش به اختيار مي‌تواند باشد بسيج است. حضرت امام زماني سازمان بسيج را تشكيل دادند كه همه نهادهاي انقلابي تشكيل شده بود. يعني، سپاه، كميته، جهاد و ديگر نهادها تاسيس شده بود. اما امام راحل بسيج را مكمل اين نهادها و بعد از اين نهادها قرار مي‌دهند. به معناي ديگر كشورهنوز معناي بسيج 20 ميليوني را به خوبي درك نكرده است. امام راحل مي‌دانست كه چه گام بلندي برداشته و مي‌دانست كه اگر اين 20 ميليون نفر بسيجي نشوند در فرآيند زمان و در اثر تبليغات سهمگين فرهنگي دشمن در نقش عامل بيگانگان عمل خواهند كرد.   
 
بنابراين امام مي‌خواست از اين ظرفيت آتش‌به اختياري بسيج استفاده كند. چون مي‌دانست كه با ساختار اداري نمي‌توان مسائل و مشكلات داخلي را برطرف كرد و به جنگ كفر واستكبار رفت و بايد همه ظرفيت‌هاي مردمي را به كار گرفت تا دسترسي به اهداف كشور با سرعت بيشتري محقق شود.
 
 مزيت آتش‌به اختيار
 
1- آزاد شدن خلاقيت‌ها؛ جوان كشور مجال اين را پيدا مي‌كند تا خلاقيت‌هاي خود را شكوفا سازد. در حالي كه در ساختار اداري خلاقيت‌ها ناديده گرفته مي‌شود و گاهي اوقات ضد خلاقيت است. آتش به اختيار باعث مي‌شود تا پتانسيل‌ها آشكار شود و امكانات پنهان را فعال مي‌كند، مسئله محور است و بدنبال اين است تا مسئله‌اي را حل كند. در آتش به اختيار ديگر موضوع محدوديت‌ها زماني و سازماني مطرح نيست. برخي از كارها اگر در گيرو دار اداري گرفتار شود ممكن است خود باعث مشكلات ديگري شود.
 
در حال حاضر نزديك به 3هزار شهيد فاطميون وجود دارد كه خانواده خيلي از اين شهداء در اطراف تهران در بدترين شرايط ممكن و زير خط استضعاف به سر مي‌برند. به همين منظور چهار نفر از دختران اين مرز و بوم در حركتي سريع و خودجوش و بدون در نظر گرفتن ملاحظات سازماني نزديك به 600-700نفر از خانواده اين شهداء را كه از مشكل بيماري رنج مي‌بردند را برطرف ساخته‌ و هزينه آنها را كه از يك ميليون تا ده ميليون تومان بوده پرداخت نموده‌اند و اين احتمال وجود داشت كه اگر اين دختران شريف به سراغ آنها نمي‌رفتند ممكن بود خيلي از اين خانواده‌ها از دنيا بروند. 
 
مادر يكي از اين شهداء مدافع حرم افغانستاني كه دچار كسالت و بيماري بوده، پس از مراجعه به بيمارستان، پزشك معالج مطرح مي‌كند براي درمان نياز به 5 ميليون پول است. اما چون دفترچه بيمه ندارند مادر شهيد را به خانه آورده و با مُسكن درد او را ساكت مي‌كنند. اما پس از مدتي پزشك معتمدي كه جراح اورولوژيست است تصميم مي‌گيرد تا درمان اين عزيزان را شروع كند و تا به الان نزديك به 200-300نفر از افراد اين خانواده‌ها را درمان كرده است. اين پزشك اعلام كرده است هر كسي از اين خانواده‌ها بيماري خاصي دارد، معرفي شوند تا او با هزينه خودش اين افراد را درمان كند. در حالي كه پزشك آتش‌به اختيار وجود دارد اما در ساختار اداري اين موضوع پيش بيني نشده و اساساً برنامه‌اي براي چنين موضوعاتي طراحي نشده است.
 
2- لحاظ كردن اقتضائات بومي در كار فرهنگي و حل مشكلات اجتماعي؛ مسئله ديگري كه در كشور مطرح است اين است كه در يك موضوع و يك مسئله، وضعيت آن محله به محله متفاوت است. مثلاً در مورد وضعيت حجاب محله به محله حجاب‌ها متفاوت است اما ساختار اداري نسبت به اين موضوع يك فرمول كلي و سراسري ارائه مي‌دهد كه پاسخگوي نيازها و مشكلات جامعه نيست. اما در وضعيت آتش به اختيار، فرزندان همان محل دست به كار مي‌شوند، جنس مشكل محله خود را مي شناسند و مي دانند كه ريشه بد حجابي در محله خود در كجا قرار دارد. حتي اين مشكلات و مسائل در شهرهاي مختلف هم متفاوت است اما سيستم دولتي تلاش دارد تا از تهران مشكلات كشور را با يك دستورالعمل مشخص برطرف سازد. در حالي كه سيستم آتش به اختيار در هر محله، خيابان و شهر با توجه به ريشه مشكلات خودش عيب يابي مي كند و مشكل را برطرف مي‌سازد.
 
 تبعات منفي آتش‌ به اختيار
 
1- بالا رفتن هزينه‌ها؛ يكي از معايبي كه سيستم آتش به اختيار دارد، هزينه دادن نسبت به اشتباهاتي است كه برخي افراد مرتكب آن مي‌شوند. وقتي مفهوم آتش به اختيار مطرح مي‌شود بايد منتظر برخي هزينه‌هاي احتمالي آن بود. زماني كه براي انجام كاري احساس تكليف صورت مي‌گيرد؛ ممكن است تشخيص مسئله يا راهكار به دليل بي تجربگي، ضعف دانش ودلايلي ديگر صحيح نباشند. 
 
يكي ديگر از معايبي كه مي‌تواند مفهوم آتش به اختيار داشته باشد اين است كه از اين مسئله سوء استفاده‌هايي صورت گيرد و ممكن است در سيستم خودجوش كار فرهنگي بد اخلاقي هايي صورت بگيرد و از ريل و مسير و هدف خود دور شوند و دير تر و مشكلتر به مقصد برسند.
 
2- ناهماهنگي ميان رده‌هاي آتش به اختيار؛ در برخي از موارد ممكن است ناهماهنگي ميان رده‌هاي آتش به اختيار بوجود آيد كه موجب خنثي شدن تلاش‌هاي جبهه خودي گردد. يعني زماني كه چند مجموعه در رابطه با موضوعي خواستند آتش به اختيار اقدام كنند ممكن است يكديگر را خنثي كنند، زيرا از يك اتاق فرماندهي هدايت نمي‌شوند و ممكن است ناهماهنگي‌هايي صورت گيرد كه به نظر مي‌رسد بايد براي جلوگيري از اين ناهماهنگي‌ها بايد عنصر آگاهي بخشي و درك صحيح نسبت به موضوعات در عناصر و نيروهاي مومن و انقلابي تقويت شود.

برگشت به تلکس خبرها